سلام ای غصه هایت لا یزالی
سلام ای کوهی از اِشکالِ مالی
سلام ای سازِ ناکوکِ زمانه
سلام ای پینه بر دستت نشانه
سلام ای پیرِ در اوجِ جوانی
سلام ای ناله هایِ زندگانی
سلام ای جانِ بر لبها رسیده
سلام ای کارِ گرهای خمیده
برای مشاهده کامل شعر به ادامه مطلب بروید
برچسب: شعری درباره عشق,شعری درباره زندگی,شعری درباره زن,شعری درباره پدر,شعری درباره گذر رودخانه,شعری درباره دوست,شعری درباره گذر زمان,شعری درباره قلم,شعری درباره بی خوابی,شعری درباره سفر,
نویسنده: ستایش کریمیپور